خرید بک لینک
من ساده به خیالم که تو یکرنگی ، حیف! یار بی حاشیه و عاشق دلتنگی ، حیف! ساده بودم همه با ساز تو می رقصیدم به خیالم که تو هم ساز و هم آهنگی، حیف! همه جا سنگ تو را بر سپر سینه زدم به گمانی که تو همسنگر و هم سنگی ، حیف! غافل از "او" شده بودم به تو می نازیدم غافل از این که ستم پیشه و الدنگی ، حیف! غرق رویای تو بودم، تنم از تیری سوخت چشم وا کردم ودیدم ، که چه دل سنگی ، حیف! نظم نبضت سند محکم گفتار من است تو نه بال و پر پرواز ، که ارژنگی ، حیف! اسد زارعی مرودشتی

برچسب: تويتر,تولدت مبارک,توم وجيري,تویتر,توت,تویوتا,تولد,تونس,توافق الابراج,توفي, نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:40

توای مغرور بی باور که دایم مست عصیانی . کمی با ما مدارا کن، به پا س عهد وپیمانی . نگاه ساکت وسردت مثال شعله سوزانست. مدارا کن که جان سوزی نباشد رسم انسانی . همان تیر نگاهت کشت ما را نازنین من . کشیدی خنجر غمزه که جان از مرده بستانی ؟ چرا سردی دلتنگی ؟مجال زندگی تنگ است . تامل کن ، که درغفلت عذاب است وپشیمانی. به دنیا دل نبند وتکیه بر آمال کمتر کن. بنا گردیده عمر ما ز خشت سست ویرانی . نباشد هیچ تضمینی که فردا هم مرا بینی . که ما چون شمع در بادیم وای

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:40

یک شبه قارون تر از قارون شدی ، بی اعتبار؟! جیب مردم را زدی آخر، خبیث نابکار؟! کدخدا را دیده و ده را چپاول کرده ای؟ یا نهانی با نگهبانان تعامل کرده ای؟ تخم از ما بهترانی ، ای حرامی دم کلفت! که این چنین دایم طلب کاری و مست پول مفت در تقلب صاحب سبکی و استاد تمام در تعهد تابع نفسی و نامعقول و خام جامعه آلوده گشته از تنفس های تو راز خوشبختی) = جامعه __ تو بار خود را بسته ای، حالا برو تا باز ،ما جمع سازیم از برای سارق بعد از شما البته منظورم از سارق یل شبرو نبود چون یل شبرو فقط اموال ما را می ربود * * * داس از دست رعیت لحظه ای نفتاده است برکت کار رعیت را ب

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

منفوری شیطان همه زیر سر دنیاست

دلشوره ی انسان همه از باور دنیاست

یک دانه ی گندم پدر از ملک جهان خورد

زان پس خلفش درد کش خنجر دنیاست

دوزخ که به چشمان گمان تو شرور است

تحقیق نمودم به یقین بهتردنیاست

هشدار!نشوعاشق این شوخ شرر بار

سوزاندن عاشق منش دیگر دنیاست

من معتقدم بی خبری عین بهشت است

زیرا من هشیار فقط منتر دنیاست

اسد زارعی مرودشتی

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

سینه را آینه کن با نفس پاک و زلال تا نفس هست بشوی از دل و از دیده ضلال هم بیاموز نه افراط ، نه تفریط ، نه آه راه کوتاه رهایی دل از قید وبال ماه خوبان بشوی چون گذری از من خویش بگذر همچو خیال از سپر سخت محال وه چه زیباست تبانی گل و شبنم صبح ! جلوه ی ناب هم آوایی ایمان وخیال قطره ای اشک ، کمی دغدغه ، قدری احساس زندگی زنده به عشق است و غم سبز وصال اسد زارعی مرودشتی

برچسب: وه چه زیباست,وه که چه زیباست عشق, نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

من گاه گرفتار ندانم کاریست یا گاه اسیر رنج سهل انگاریست در بین مرض های روان رنجوری خود شیفتگی زشت ترین بیماریست ********************************* مجنون شد و با دیده ی تر رفت دلم دنبال هوای تازه تر رفت دلم گفتم سفر عشق پراز حادثه است نشنید و به دریای خطر رفت دلم ********************************* می ترسم از این که باز عاشق بشوم بی تاب تب و تاب دقایق بشوم می ترسم ازاین که مثل مجنون، ناکام انگشت نمای این خلایق بشوم ********************************** ای ماه بیا چشم مرا روشن کن باران بشو و جان مرا گلشن کن شیرین بنما کام مرا با می تلخ دل مرد ، مسیحا! نظری بر من کن ********************************** چندیست که بخت سخت خوش خوا

برچسب: ما را بس,ما را بس ماه بانو,ما را که برد خانه,ما را که تو منظوری,ما رايت للمتحابين الا النكاح,ما را بجز خیالت,ما را به غمزه کشت,ما را به خاطر بیاور,ما را نه غم دوزخ,ما را دو سه ساغر, نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

با اینکه وصال مه و خورشید محال است مهتاب چرا یکسره در فکر وصال است؟ این کولی شب گرد که خو کرده به ظلمت کی در خور احساس خداوند جمال است حیران زمین است نه سرگشته ی خورشید بیهوده در اندیشه ی انوار کمال است دم می زند از مذهب آیینه ، ولیکن هم خانه ی اهریمن و مشتاق ضلال است این هم که گهی ماه پی دعوت خورشید خارج شده از جرگه ی شب ، جای سوال است از بارقه ی مهر منور شده مهتاب نورانیت شب زدگان ، خبط خیال است افسوس که از سیطره ی جهل مرکب تشبیه رخ ناز ، به مهتاب، مثال است اسد زارعی مرودشتی

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

این عمر عجول است و تو هم حوصله داری

دل مانده و احساس بد لحظه شماری

اردو زده ام پشت در بسته ی قلبت

ای وای اگر باز مرا غال گذاری

یادت نرود گر تو غزالی و سبک پای

من نیز سبک بالم وشهباز شکاری

از لحن سخن گفتنم ای عشق نرنجی

چندیست به هم ریختم از باده گساری

ای جاذبه ی چشم تو مستی مداوم

ما را به خماری مداوم نسپاری!

هشدار ! اگر باز تعلل بنمایی

انگشت تاسف بزنی روی مزاری

اسد زارعی مرودشتی

برچسب: ای وای اگر صیاد من,ای وای اگر امام رضایی نداشتم,ای وای اگر ارتش موهاتو نبندی,ای وای اگر نبخشی,ای وای اگر صیاد من غافل شود,ای وای اگر صیاد من دانلود,ای وای اگر چونان فرشتگان,اي واي اگر صياد من,ای وای اگر حدیث گنه,ای وای اگر نبودیم, نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

تنها شدم از حس تعلق و نیاز

وای از غم سنگین تو و راه دراز

نشناختنم آینه ها ، آه ! چه کرد

بوران فراغ تو و پیری مجاز

با بالک احساس، پریدم با عشق

افسوس که مطمئن ، نبود این پرواز

زنجیر به بال دلکم خواهم بست

این کفتر ساده را چکارش با باز

دل خوار وپریشان شد و ... اما برگشت

آن عمر عزیز ، بر نمی گردد باز

ابریست دلم ، ولی نمی بارد چشم

ای مرد! چرا هق هق تو نیست مجاز؟!

اسد زارعی مرودشتی

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

صفحه بندی